۱۷ خرداد ۱۳۹۲

ادامه مصاحبه حامد زمانی با روزنامه همشهری

ادامه مصاحبه ویژه و جنجالی حامد زمانی را با روزنامه همشهری میتوانید در سایت بخوانید.

+متن مصاحبه در مطلب قبلی تکمیل شده است.

52

دلت هوس لیموزین مشکی تشریفات را نکرده که به خاطرش بروی سراغ همان سیاست؟

نه، چون کار من سیاست نیست. اوایل که وارد رشته علوم سیاسی شده بودم بالای سرم ابری با عکس لیموزین مشکی تشکیل شده بود! (خنده)

البته الان هم می توانی سوار لیموزین شوی، مثلا وقتی کنسرت داری مثل خیلی های دیگر با لیموزین بیاورندت و کلی شو بدهی.

آره می توانم ولی کنسرت من باید ساده باشد، من دیگر نباید بروم در برج میلاد کنسرت بگذارم چون مخاطب من مخاطب بلیت هفتاد هزار تومانی کنسرت نیست و اصلا نباید هم اینقدر بابت کنسرت من پول بدهد. هنوز هم که هنوز است وقتی می خواهم این ور و آن ور بروم موتوری می گیرم و سوار ماشینم نمی شوم. همیشه در ابر بالای سرم لیموزین مشکی می دیدم اما وقتی واردش شدم دیدم اصلا این حرف ها نیست! اصلا کسانی که یک گوشه کار را در این مملکت گرفته اند علوم سیاسی و سیاست نخوانده اند!

آواز دُهُل از دور خوش است دیگر!

آره بابا اصلا این شکلی نیست که. اصلا درس مان کجای زندگی به دردمان خورده که این دومی اش باشد؟ علوم سیاسی تنها جایی که به دردم خورد این بود که توانستم جو را بفهمم؛ یعنی بفهمم کدام آدم ها دارند از روی جوزدگی کار می کنند! بفهمم غضنفرها چه کسانی هستند! افراطی ها را بشناسم. بفهمم حقیقت کجاست؟ آدم ها از کجا خط می گیرند؟ یک گوشه می ایستادم و نگاه می کردم کدام آدم ها سردمدار چه حرکت هایی هستند. از آن اواسط به بعد همان گوشه می ایستادم نگاه می کردم و فقط می خندیدم. دلم می سوخت که یکسری آدم ها برای بزرگ کردن یک نفر چه کارها که نمی کنند و چقدر راحت هدر می شوند. ژست ها را دیدم، روشنفکرها را می شناسم، کمونیست ها و امپریالیست ها را می شناسم. می بینم طرف دستش هنوز یک پینه هم نبسته، یک سیگار بهمن ۵۷ دستش گرفته و با شلوار شش جیب حرف از جامعه کمونیستی و جنبش کارگری می زند! آخر بابا من که همین الان دیدم از پرادویت پیاده شدی پس حق نداری برای آدم ها فیلم بازی کنی! همه اینها جو است. بابا ما دهاتی هستیم دیگر. در مزرعه بزرگ شدیم. هنوز که هنوز است همسایه روبه رویی مان در میمه گوسفند دارد. از بچگی من را می زدند؛ یعنی تخریبم می کردند.

با این وضعیتی که داری پیش می روی و می گویی دیگر در برج میلاد کنسرت اجرا نمی کنم  بعید می دانم تا سال دیگر پورشه زیر پایت باشد!

نه، به جای اینکه هزارتا بلیت هفتاد هزار تومانی بفروشم، به ده هزار نفر بلیت ده هزار تومانی می فروشم. ببین وقتی می خواستم کنسرتم را در برج میلاد بگذارم رفتیم با مدیران برج صحبت کردیم تا یک مقدار از قیمت بلیت ها را بشکنند، آنها یک مقدار کوتاه آمدند اما اجازه ندادند بیشتر از آن شود، بنابراین مجبور شدیم خودمان هم یک مقدار از سهم مان بگذریم تا لااقل با شعاری که می دهیم جور دربیاید. قشری که به کنسرت من آمدند واقعا نداشتند. بلیت های سی هزار تومانی مان به سرعت تمام شد اما بقیه اش را ذره ذره فروختیم.

چند نفر به کنسرتت آمدند؟

ببین ما ۳۵۰ بلیت مهمان داشتیم و ۱۱۰۰ بلیت هم فروختیم. اصلا یک چیزی شبیه هیئت شده بود! حدود ۴۰۰-۳۰۰ نفر بیرون برج و پشت درها ماندند چون دیگر برایشان جا نبود. هدف مان این بود که اولین کنسرتی باشد که عکس حضرت آقا را در آن می بینیم و ترانه های حضرت زهرا (س) را با افتخار در آن می خوانیم. خوشحال بودم که ده مهمان ویژه ام را جانبازان عزیز کشورم تشکیل می دادند. خوشحال بودم که قشر کنسرتم را بچه حزب اللهی ها و خانم های محجبه تشکیل می دادند. همه بچه ها منتظر بودند به محض اینکه اولین ترک و کلیپ پخش شد نصف جمعیت از سالن خارج شوند! اما هیچ کس از جایش تکان نخورد و همه تا آخر کار نشستند، چون می دیدند چگونه از خودم مایه می گذارم و چه عرقی می ریزم تا کار خوب شود. من و بشیر پدرمان درآمد تا همه کارها را جفت و جور کردیم. برای اجرای یک کنسرت حداقل باید سه ماه زمان تبلیغات و ریلکس کردن داشته باشی اما همه کارهای ما تنها در ۱۲-۱۰ روز انجام شد و باورم نمی شد این همه مخاطب برای کنسرتم بیاید. تا شبی که بلیت فروشی های کنسرت مان قانونی شد و مجوزهای لازم را گرفتیم، حدود ۵ هزارتا بلیت رزروی داشتیم، آن هم در فصلی که همه بچه ها درگیر امتحان های دانشگاه و مدارس شان هستند و خانواده هایشان هم درگیرند.

آلبوم «حضرت ماه» چه زمانی منتشر خواهد شد؟

انشالله به محض اینکه مجوزهای لازم را بگیریم و سیاست پخش محصول مشخص شود این اتفاق خواهد افتاد. احتمالا بعد از انتخابات ریاست جمهوری منتشر می شود.

اینکه می گویی شهدا روی دوش ما بار گذاشته اند یعنی چه؟

ببین من با این جمله مخالفم که یک عده برای خاکشان رفته اند شهید شده اند! وقتی وصیت نامه شهدا را می خوانی، می بینی که تقریبا هفتاد درصدشان گفته اند «من خونم را برای دینم ریخته ام.» بالای بیست و اندی درصدشان گفته اند برای دین و کشورم به جنگ رفته ام و تنها چند درصدشان گفته اند برای کشورم. درباره این حرفی که می زنم کاملا تحقیق شده است. من مخالف این جمله هستم که می گویند «شهدا در راه خاکشان جنگیده اند.» این خاک و این مرز چه اعتباری دارد؟ این مرز اعتباری است. ارزش این اتفاق های قشنگی در این خاک افتاده خیلی بالاست. طرف رفته در جنگ جهانی برای کشورش جنگیده و کشته شده هر ساله برایش مراسم می گیرند، تندیس و مجسمه اش را می سازند و مثل خدا به او نگاه می کنند. حداقل کاری که می توانیم بکنیم این است که حرف شهدایمان را تکرار کنیم و راهشان را ادامه دهیم. بابا خیلی حرف است… می دانی چند هزار نفر کشته شده اند و خونشان ریخته شده؟ چرا اینقدر راحت فراموش می کنیم؟ گور پدر سیاسی بازی و این حرف ها، اگر یکذره فکر کنیم می بینیم هیچ چیز بالاتر و شیرین تر از «جان» نیست که آنها به خاطر ما از آن هم گذشتند. وقتی می گوید «من به خاطر دینم رفتم و نگذارید خونم پایمال شود» منِ خواننده باید بیایم حرفش را بزنم؛ این همان باوریست که درباره اش حرف زدم. آن مسئولی که دارد کم کاری می کند یا وقتی خودمان دروغ می گوییم باید حواسمان باشد که بخدا آن دنیا خِر کِش مان می کنند و می گویند ما جان مان را دادیم تو چه کار کردی در قبالش؟ همه مان پای دین، کشور و نظام مان ایستاده ایم ولی آیا در واقعیت هم همین گونه بوده است؟ نباید برای کشوری که این نام مقدس را به دوش می کشد کم کاری کنیم.

13 نظر

  1. نگار

    سلام آفرین آفاحامدواقعاخوشحالم که خواننده ی متعهدومخصوصاجوانی مثل شماچنین عقایدی داره همچنان اسنواربه راهتون ادامه بدین ومطمءن باشیدتازمانیکه دراین راه بمونیدوالبته خدابی نکرده مغرورنشین توقلب مردم انقلابی ایران اسلامی جادارین ومایه افتخارشون هستین
    ماخانوادگی آهنگاتوناگوش میدیم
    پیروزباشید یاعلی

  2. نظرمند!!!

    آقا حامد عزیز،بنده کلا کوچیک تر از اونی هستم که در مورد شخصیت والات نظری بدم ؛ولی کار خوبی نکردی اون بنده خدایی که رو که برای ورود به این عرصه و خواننده ی ارزشی شدن،از تو کمک خواسته بود،۴ ساعت علاف کردی ها!بابا اون بنده خدا گناه داشته خوب؛می دونم نیتت خیر بوده و مثلا می خواستی استواری و پایداریشو تو راهش بسنجی یا سختی کارو بهش نشون بدی،ولی خوب راهی که انتخاب کردی به نظرم خیلی درست نبوده،تازه برادر عزیز،شما الان نماینده ی قشر مذهبی ،ولایی و حزب الهی جامعه هستی،”استایل ایستادنش مثل کسانی بود که می خواهند خودشان را بچسبانند”این یعنی چی آخه دادا؟؟؟؟!!!!شاید اون بنده خدا بخونه این متنتو ناراحت شه،شاید هم به کل پشیمون شه از اومدنش(احتمالا الان میگی اگه میخواد اینجوری پشیمون شه،همون بهتر که پشیمون شه!!!به قول اون دوستمون ،همه که اعتماد به نفسشون مثل شما در حد لالیگا نیس که!!!)،جدا از این،میدونم قراره نماینده قشر جوون باشی و طبیعتا ازت انتظار ادبیاتی با سبک فاخر قرن ۷و۸ تو محاوره ندارم!ولی دیگه این جور صحبت کردنم به نظر من یه کم از مرام بچه حزب الهی ها دوره،ناراحت نشیا،نظرم بود فقط…
    “از عمد یک آهنگ عاشقانه اجرا کردم”،از عمد؟؟؟؟؟!!!!نکن این کارو عزیز برادر!!!نکن!!!در مورد اینکه عاشقونه بخونی یا نخونی،با اینکه نظرم اینکه که چه بهترکه هیچ عشق زمینی،جای این عشق های آسمانی رو که تو شعرات موج می زنه نگیره،ولی از اونجا که درمورد ایراد شرعی داشتن یا نداشتن این مساله اطلاعی ندارم،سکوت می کنم(به منکر بودنش علم ندارم که بخوام نهی از منکر کنم!!!)،خودت اول تحقیق کن (که ایشالله حتما کردی)بعد هرکاری که صلاحه انجام بده ،ولی این “عمدا “رو من دیگه نمی فهمم دادا!!!!از عمد آهنگ عاشقونه می خونی ببینی بازخورد مخاطبت چیه؟؟؟؟!!!!خوب یه راه دیگه پبدا می کردی واسه این هدف مقدس،این مساله ی عاشقونه خوندن یا نخوندن شوخی نیست که باهاش مخاطبت رو بسنجی که!!!
    (الان نگی چرا ادبیات خودم که این طور نصیحت می کنم اینجوریه ها،اولا جز معدود بارهاییه که این طوری حرف می زنم، بذار به حساب راحتی؛ثانیا تو جمع خودمونی دارم اینجوری حرف می زنم، ماکه هزار الله اکبر مثل شما نیستیم که تو ۲۴ سالگی این قدر مشهور و در معرض دید باشیم که حرفا و ادبیات صحبت کردنمون در معرض توجه باشه که!یه آدم ساده ایم ،ولی شما نه!رسالتت مهم تره!)
    بعضی مسائل رو هم که دوستان،چه تو کامنت ذیل این خبر و چه کامنت ذیل خبرای مرتبط، دقیق اشاره کردن؛ نیازی نیست من بگم،صرفا جهت یادآوری:موسیقی هاوس و ترانس و کلا موسیقی تند و تحریک آمیز ،در شان مضامین والایی که مد نظر توه،نیس…
    یاد نظر یکی از مراجع افتادم:”موسیقی اگرشست پای آدم را به حرکت در آورد،حرام است”،البته نظر مراجع با هم تفاوت هایی هم داره ولی در کلیات غالبا مشترکند و بدون شک،شما خودت به حد کافی به این امر واقفی و حرفای من تکرار مکرراته ،بذارش به حساب یادآوری،نذاری یه وقت خدایی نکرده ،نظر اونایی که به اسم هنر،هر آهنگی رو برای موسیقی پاپ می پسندند،روت تاثیر بذاره ها،جوون پسند خوندن لزوما تند خوندن نیست…ببخشسد تو رو خدا بابت این همه توضیح و تفسیر…آقایی خودت؛ بهتر از من میدونی اینا رو…
    ببخشید داداش تا اینجا همش نقد کردم،نذاری به حساب اینکه خدایی نکرده هرچی ازت تو ذهنمه نقده ها!!!بر عکس،بذار به حساب اینکه:۱-بس که هوادارتم، متن مصاحبه تو به این طولانی،مو به مو خوندم و بحث و تحلیل و تفسیر!!!کردم اینا رو مثل مو کشیدم بیرون!!!۲-بس که بزرگ و آقایی، حیفم میاد دو تا صفتی روهم که تو کوچیک ترین اظهارنظراتت معلوم میشه،هرچند کوچیک و ناچیز،بهت یاد آور نشم ،ابراز اشکال ها و سوتی هات!تو مصاحبه به معنی گیر دادن و زوم کردن نیست،اون قدر خوبی هاتو می بینم که نمی خوام همین چیزای خیلی کوچیک هم تو مسیر کمالت به سهم خودش خلل ایجاد کنه۴-کلا بدم هم نمی اومد نصف اون بنده خدایی که چزوندیش،لای در معطلش کردی آخرش هم دهنشو سرویس کردی،حرصت بدم ببینم چند مرده حلاجی!!!!البته چه کاریه،کسی که در وادی موسیقی و هنر رو با اون همه ظرافت،با لگد!باز می کنه،از ۴ تا نظر مخالف که دلگیر نمی شه،این آخریش شوخی بود داداشی،ناراحت نشی یه وقت!!!
    ولی از شوخی گذشته، حقیقتا با تموم وجودم کیف کردم ،چه وقتی که با افتخار به عنوان یه هنرمند(و واقعا یه هنرمند،که رسالت هنر رو به خوبی شناخته) تو رسانه ی ملی حضور پیدا کردی و علنا گفتی که شهدا به خاطر دینشون جنگیدند،اگه بخوام یک و فقط یک دلیل برای دوست داشتنی بودنت بگم ،همین اقتدارت تو بیان جمله ی به این مهمیه؛واقعا منم موندم چطور با وجود این همه وصیت نامه که سند مستدل شهدای عزیزمونه ،عده ای این مساله رو به خاک ربط میدن،حقیقتا باعث سرفرازی و روسفیدی ماست که یکی از بین خود ما بلند شه و تو رسانه و مطبوعات با اون بازتاب گسترده،این حقیقت رو به گوش کسایی برسونه که یه عمره تو گوششون خوندن که شهدای ما به خاطر وطنشون جنگیدن و واقعا معلوم نیس اگه دین برای شهدای ما بی اهمیت بود و وطن مهم،چه فرقی با کشته شده های سایر کشور ها دارند که ما به اینا میگیم شهید و به اونا نه!!!
    خلاصه اینکه خیلی مردی که اینو گفتی ….باریک الله…میدونی دل چند تا خونواده شهید رو شاد کردی و آرمان هاشون رو احیا…
    راستی الان هم خیلی عزیزی ها…ولی اگه اسم آقا سعید(جلیلی) رو بیشتر می آوردی ،دیگه گل سرسبد بودی!!!!
    خلاصه اینکه دمت گرم بابا،خیلی از حرفات مشت محکمی به دهن خیلیاست…بازم باش و ارزشی بخون…ما که کاره ای نیستیم ولی …پشتتیم…

  3. نگار

    سلام درباره دست نوشته آفای زمانی:
    آقاحامدبازم خوشحالم که شماچنین عقایدی داری چون درواقع عقایدهستن که به ژندگی معناواوناشکل میدن .حق باشماست نبایدازکمی تعدادترسید تواین عرصه جنگ نرم امروز هم همین طور.درضمن شماکم طرفدارندارین !
    امیدوارم ذائقه مردم وجووناکم کم به سمت کارای ارزشی ومفاهیم مهمترزندگی گرایش پیداکنه.امایه خواهش:صدالبته خودتون بهترمیدونین ومن ففط به عنوان یه طرفدارسرسخت وخواهرکوچکترمیگم که اینکه هرچی پیش میره عقایدتون بیشتربراطرفداداتون روشن میشه مسءولیتتونم سنگین ترمیشه پس خواهشامواظب خودتون باشین وهمین راهومستقیم ومتواضع مثل همیشه ادامه بدین وماروهم چنان حامی خودتون بدونین
    راستی به حرف بعضیاگوش ندیدوحمایت ازکاندیدای خاصی انجام ندین (منظورم به صورت علنیه وگرنه رأی هرکس محترمه )شمابه همه ایران متعلقید.ببخشیداگه پرحزفی کردم!پیروز باشید یاعلی

  4. آقای زمانی تبریک میگم بهتون…عالیه عااااااالی بود حضورتون در برنامه ی شاخه ی طوبی شبکه تهران…
    مخصوصا اون موقع که بطور زنده آهنگ زینت آسمون رو اجرا کردید…
    بهتر از این نمیشد
    موفق باشید انشاالله…

  5. باران

    با کوثر موافقم خوندن زنددت عااااالی بود و واقعا تاثیر گذار به قول خودت که همیشه میگی هر چی کاری که میخونی دلی تر باشه تاثیرش رو مخاطب بیشتر

    1. ف اصفهانی

      بهتر نیس بگی سرش شلوغ شده. یادمون باشه خودمون به دروازه خودی گل نزنیم.
      کلمات را با دقت بیشتری انتخاب کنیم و این قدر نیاز به توجه او نداشته باشیم.
      خودتا یه لحظه جای ایشون بذار.
      وقتی فرصتی برای خواب و استراحت نداری وبا این که چشمانت را به زور باز نگه داشتی از صدها نظر و ایمیل به اندازه ای که خداوکیلی تونسه ای جواب دادی حالا یکی بهت بگه چقد مغروری چه حالی بهت دس میده؟

ارسال دیدگاه