۱۳ شهریور ۱۳۹۶

متن آهنگ شمشیر

 

IMG_20170903_232813

.

دیگه هیچ اسبِ سفیدی هوسِ تاخت نداره
بازی خوردیم؛ بازی خورده بُرد یا باخت نداره

مَردای نبرد اسباشونو دستِ گاری میدن
میشناسم سوارایی رو که دارن سواری میدن

از شجاعت ادعاهاشو به حدِّ کافی دارن
هرکدوم تو پَستوو چنتا سپرِ اضافی دارن

این وسط یه ترسی توو جونمه که همش باهامه
من یه “شمشیر” دارم؛ که یادگاریِ آقامه
•••
من یه شمشیر دارم؛ حرف داره؛ درد داره
هوسِ بریدنِ ریشه ی نامرد داره
من یه شمشیر دارم؛ فراری از پَستووشه
من یه شمشیر دارم؛ که هنوزم خون روشه

اگه که مَردا از توو میدون پیچیدن
اگه که نامَردا بیرق رو دزدیدن
منو نترسون از راهی که در پیشه
هرچی باید دیدو چشمای من دیدن
•••
مَردای دروغی دنبالِ طَلان؛ دنبالِ سَهمن
من یه “شمشیر” دارم؛ ترس بَرم داشته بفهمن

این جماعت تهِ مردونگیشون؛ تُف به زمینه!
اگه چیزی بتونه بلندشون کنه همینه!
•••
یه روزی میاد یکی روشونو کم میکنه مَشتی
یه نفر میاد و “شمشیر” و علم میکنه مشتی

حالِ من برزخه؛ صبحِ یکمی گرگ و میشم من
یه نفر پاشه؛ به مرتضی علی دومیشم من
•••
من یه شمشیر دارم؛ حرف داره؛ درد داره
هوسِ بریدنِ ریشه ی نامرد داره
حالا که گرسنه ای هست و شکم سیری هست
هرجا گُرده ای باشه؛ همیشه شمشیری هست

اگه که مَردا از توو میدون پیچیدن
اگه که نامَردا بیرق رو دزدیدن
منو نترسون از راهی که در پیشه
هرچی باید دیدو چشمای من دیدن
•••
شاعر: پیمان طالبی

7 نظر

  1. حاتمی

    هوالمحبوب
    با عرض سلام و خسته نباشید
    واقعا کار از همه جهت چه محتوا و چه نحوه بیان و… بی نظیر بود.
    ممنون و سپاس
    یا علی مدد

    1. فاطمه

      بله همینطوره منم با نظر ایشون موافقم البته مگه میشه کارهای آقای زمانی بد باشه ایشون همیشه خوب بودن فقط ای کاش بعضی ها کمی قدر ایشون رو میدونستن من بعد از مصاحبه جعبه سیاه ایشون واقعا ناراحت شدم به امید روزی که بعضی ها در کشور قدر ایشون رو بدونن

ارسال دیدگاه